ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

169

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان مخالفت و عصيان اهالى لشته‌نشا و مآل سرداران جنگ اثر . در اين وقت كارگياعلى حمزه با رؤساى چپك و اژدر لشته‌نشا و توابع آغاز مخالفت و اظهار معصيت نموده ، به مدلول آيهء كريمهء إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ انتهاز فرصت نموده ، خواجه محمد - كلانتر لشته‌نشا - و دو نفر از اعيان آنجا را به قتل آورده و خروج كرده ، نقاره به نام خود زده ، جمرى و اوباش بر سر ايشان جمعيت نمودند . آقا حسين رستمدارى ، عرصهء لشته‌نشا را از انصار و اعوان خالى و از معاند و مخالف پر ديده و از هجوم و ازدحام عوام كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا خائف و هراسان گشته ، به اتفاق قليل كه ملازمش بودند ، فرار اختيار نموده ، و به قلعهء لاهجان رفته ، حصارى و متوارى مىشود . چپكيه به اتفاق رؤساى اژدر ، زورآور گشته ، باده هزار آدم كه اسلحهء ايشان ، اكثر چوب شمشاد و تبر و پيشدار و داس و امثال آن بود ، به لاهجان رفته ، شروع در گرفتن حصار قلعهء لاهجان نمود . و در قلعه را آتش زده و نردبانها ساخته ، در كار بودند كه قلعه را از تصرف اولياى